به گزارش پایگاه خبری تحلیلی《طلوعکنارک》هرگاه سخن از تمدن و مفاخر علمی ایران به میان میآید، نام ابوریحان بیرونی همچون ستارهای درخشان بر تارک آسمان اندیشه میدرخشد. او تنها یک دانشمند نبود؛ او تجسمِ روحِ جستوجوگر بشری است که هیچ سدی را برای کشف حقیقت نمیپذیرفت. ابوریحان، فرزندِ زمانهی خویش نبود؛ او فرزندِ زمانههایی بود که هنوز نیامده بودند و با نبوغِ خیرهکنندهاش، راه را برای آیندگان هموار کرد.
وقتی از بیرونی سخن میگوییم، از مردی حرف میزنیم که زبان، نژاد و مرزهای جغرافیایی برای او معنایی نداشت. او در پی حقیقت بود و حقیقت را در هر کجا که مییافت، ارج مینهاد. مطالعهی دقیق او در «مالِالهند» نشان میدهد که چگونه با نگاهی منصفانه و علمی، به شناخت فرهنگی متفاوت از فرهنگ خود پرداخت. او پیش از آنکه «انسانشناسی» به عنوان یک علم مدرن در غرب متولد شود، با کولهباری از مشاهده و منطق، آیینها و باورهای هندوان را توصیف کرد. این همان «اخلاقِ دانشمندی» است که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمندیم: نگاهی که در آن تعصب، جای خود را به مطالعهی بیطرفانه میدهد.
نبوغِ ابوریحان در ریاضیات و نجوم، حیرتانگیز است. او با ابزارهای سادهی آن روزگار، توانست شعاع زمین را چنان دقیق محاسبه کند که با محاسباتِ ماهوارهایِ امروزی پهلو میزند. تصور کنید در هزار سال پیش، بدون هیچ تکنولوژی پیچیدهای، او با تکیه بر هندسه و قدرتِ ذهن، رازهای زمین را برملا کرد. این نشان میدهد که شکوهِ ایران در گروِ تفکرِ عمیق و ریاضیمداریِ نیاکان ما بوده است. او میدانست که علم، یک سفر بیپایان است؛ همانطور که خود در آخرین لحظات زندگیاش، در حالی که در بستر بیماری بود، از پرسیدنِ یک مسئلهی علمی بازنماند. او مرگ را نه پایانِ یادگیری، بلکه آغازِ درکِ نهایی میدانست.
امروز، در دنیایی که ما بیش از حد به ظاهرِ تکنولوژی وابستهایم، یادآوریِ روشِ ابوریحان بیرونی برای جامعهی علمی و فرهنگی ما حیاتی است. او به ما میآموزد که «شک کردن» آغازِ یقین است. او به ما نشان میدهد که یک دانشمندِ مسلمان ایرانی، چگونه میتواند همزمان عمیقاً پایبند به اصول باشد و همزمان، در پیِ کشف قوانینِ جهانِ خلقت.
بیرونی به ما آموخت که جهان، کتابی است بزرگ که هر ورقش حاویِ نشانهای از عظمت است. او تنها ستارهشناس نبود؛ او “زمینشناس”، “مورخ”، “داروساز” و “فیلسوفی” بود که تخصصهایش نه در تقابل، بلکه در تکاملِ یکدیگر بودند. او نمادِ «وحدتِ دانش» بود.
امید است که در مسیرِ توسعهی علمی و فرهنگی کشورمان، چراغِ راهِ ابوریحان همواره روشن بماند. ما نه تنها به ساختنِ بناها، که به پرورشِ اندیشههایی نیاز داریم که همچون بیرونی، نه با تکرارِ سخنانِ پیشینیان، بلکه با «مشاهدهی مستقیم» و «استدلالِ قوی»، جهان را از نو تعریف کنند. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد که او خورشیدی است که هرگز در آسمانِ فکر و فرهنگِ ایرانِ عزیز غروب نخواهد کرد.








































