
جمعیت حرکت میکند؛ قدمها یکی پس از دیگری برداشته میشوند و هرکس چیزی را با خود حمل میکند؛ یکی پرچم حسین (ع) را، دیگری عکس شهیدی را و دیگری کودکی را که شاید نخستین تجربه حضورش در چنین آئینی باشد.
در میان جمعیت، چهرههای متفاوتی دیده میشود؛ سالمندانی که آرام و با تکیه بر عصا قدم برمیدارند، جوانانی که پرچمهای عزاداری را در دست گرفتهاند و مادرانی که کودکانشان را همراه خود آوردهاند. اینجا سن و سال معنایی ندارد؛ همه برای یک نام قدم میزنند.
جامانده بودن، اینجا به معنای کنار ماندن نیست
فاصله زاهدان تا کربلا همچنان برقرار است، اما اربعین مرزهای جغرافیایی را کنار میزند. کسانی که امسال نتوانستهاند در مسیر نجف تا کربلا قدم بردارند، در زاهدان مسیر دیگری را انتخاب کردهاند؛ مسیری حدود سه کیلومتری که از گلزار شهدا آغاز میشود و تا آستان مقدس کهفالشهدا در محله ابوذر ادامه دارد.

در طول مسیر، موکبها و ایستگاههای صلواتی نیز بخشی از این حرکت مردمی هستند؛ جایی برای یک لیوان آب، چای، پذیرایی و البته خستگیدرکردن زائرانی که گرمای هوا را به عشق حسین (ع) تحمل میکنند.
اما آنچه امروز در خیابانهای زاهدان دیده میشود، تنها یک مراسم مذهبی نیست؛ این پیادهروی برای مردم، فرصتی است برای بازخوانی مفهوم عاشورا در زندگی امروز.

اربعین هر سال یک پرسش را دوباره پیش روی جامعه میگذارد؛ اگر حسین(ع) در برابر ظلم ایستاد، سهم ما از آن ایستادگی چیست؟
شاید پاسخ این پرسش را بتوان در همین قدمها دید؛ در حضور خانوادههایی که آمدهاند، در جوانانی که مسئولیت برگزاری و خدمترسانی را برعهده گرفتهاند و در مردمی که با وجود همه فاصلهها، نمیخواهند از کاروان حسین (ع) بینصیب بمانند.

حرکت ادامه دارد و جمعیت آرامآرام به سمت کهفالشهدا پیش میرود. پرچمها در دست مردم به حرکت درآمده و صدای روضه و نوحه در مسیر میپیچد. هرچه جمعیت به مقصد نزدیکتر میشود، حالوهوای مراسم نیز رنگ دیگری میگیرد؛ گویی این سه کیلومتر فقط یک مسیر شهری نیست، بلکه روایتی کوتاه از همان سفر بزرگی است که میلیونها نفر در سراسر جهان هر ساله برای رسیدن به کربلا طی میکنند.
در مقصد، آستان مقدس کهفالشهدا میزبان کاروانی خواهد بود که از «جاماندگان» شکل گرفته، اما در حقیقت از قافله عشق جدا نشده است؛ جایی که برنامههای عزاداری، سخنرانی و مداحی ادامه این حرکت خواهد بود.
امروز زاهدان، برای ساعاتی از یک شهر معمولی فاصله گرفته است. خیابان، به مسیر عزاداری تبدیل شده، موکبها به ایستگاههای خدمت و مردم به زائرانی که مقصدشان کربلاست.
شاید هیچکس نتواند فاصله اینجا تا بینالحرمین را با قدمهای چند کیلومتری طی کند، اما اربعین ثابت کرده است که برای رسیدن به حسین (ع)، همیشه لازم نیست کیلومترها راه رفت؛ گاهی کافی است دل، در همان مسیر باشد.

روایت مردم از جاماندن؛ «دل ما هم راهی کربلاست»
در میان جمعیت، هر چهره روایتی برای گفتن دارد؛ یکی امسال فرصت زیارت کربلا را پیدا نکرده، دیگری سالهاست آرزوی دیدن بینالحرمین را در دل دارد و بعضیها نیز آمدهاند تا این روز را در کنار خانواده و با یاد امام حسین (ع) سپری کنند.
زهرا نادری یکی از شرکتکنندگان در این مراسم در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون»، بیان کرد: شاید نتوانستیم به کربلا برویم، اما دلمان که میتواند راهی کربلا شود. آمدیم تا بگوییم ما هم در غم و عزای امام حسین (ع) شریک هستیم.

مادر جوانی که فرزندش را همراه خود به این مراسم آورده، در گفتگو با خبرنگار ما گفت: دوست داشتم بچهام از همین سن با فرهنگ عاشورا و اربعین آشنا شود. شاید امروز نتوانیم کربلا باشیم، اما میخواهیم عشق به امام حسین (ع) را به نسل بعد منتقل کنیم.
وی افزود: اربعین فقط رفتن به کربلا نیست؛ همین که مردم کنار هم جمع شوند و نام امام حسین (ع) را زنده نگه دارند، خودش یک حرکت بزرگ است.
امروز در زاهدان، هر قدم یک روایت است؛ روایت مادری که دست فرزندش را گرفته، جوانی که پرچم حسین (ع) را بر دوش دارد و سالمندی که با وجود سختی راه، خود را به جمعیت رسانده است.

همه آمدهاند تا یک پیام را تکرار کنند؛ «اگر راه کربلا برایمان دور است، راه حسین (ع) هنوز پیش روی ماست.
انتهای خبر/









































