زندگی با آیه ها
زندگی با آیه ها
هر روز یک صفحه قرآن بخوانیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی《طلوع‌کنارک》 هر روز یک صفحه قرآن بخوانیم. سوره مائده — آیات ۲۴ تا ۳۱

آیه ۲۴

قَالُوا یَا مُوسَىٰ إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُوا فِیهَا ۖ فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّکَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ

گفتند: ای موسی! تا وقتی آنان در آن (شهر) هستند، ما هرگز وارد آن نمی‌شویم. تو و پروردگارت بروید و بجنگید، ما همین‌جا نشسته‌ایم.

آیه ۲۵

قَالَ رَبِّ إِنِّی لَا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسِی وَأَخِی ۖ فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ

گفت: پروردگارا! من جز اختیار خود و برادرم را ندارم؛ پس میان ما و این قوم نافرمان جدایی بیفکن.

آیه ۲۶

قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَهٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَهً ۛ یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ ۚ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ

فرمود: آن سرزمین تا چهل سال بر آنان حرام شد؛ در زمین سرگردان خواهند بود. پس بر قوم نافرمان اندوه مخور.

آیه ۲۷

وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ ۘ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ ۙ قَالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ۖ قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

و داستان دو پسر آدم را به حق بر آنان بخوان؛ هنگامی که هر یک قربانی‌ای تقدیم کردند، از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. (آن که پذیرفته نشد) گفت: حتماً تو را می‌کشم! (دیگری) گفت: خدا فقط از پرهیزکاران می‌پذیرد.

آیه ۲۸

لَئِن بَسَطتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَا بِبَاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ ۖ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ

اگر تو دستت را به سوی من دراز کنی تا مرا بکشی، من دستم را به سوی تو دراز نمی‌کنم تا تو را بکشم؛ من از خداوند، پروردگار جهانیان، می‌ترسم.

آیه ۲۹

إِنِّی أُرِیدُ أَن تَبُوءَ بِإِثْمِی وَإِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ ۚ وَذَٰلِکَ جَزَاءُ الظَّالِمِینَ

من می‌خواهم تو با گناه من و گناه خودت بازگردی و از دوزخیان باشی؛ و این است کیفر ستمکاران.

آیه ۳۰

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِینَ

پس نفس (سرکش) او، کشتن برادرش را برایش آسان جلوه داد؛ او را کشت و از زیانکاران شد.

آیه ۳۱

فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوَارِی سَوْأَهَ أَخِیهِ ۚ قَالَ یَا وَیْلَتَىٰ أَعَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هَٰذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِیَ سَوْأَهَ أَخِی ۖ فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِینَ

پس خداوند کلاغی را فرستاد که زمین را می‌کاوید تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان کند. گفت: وای بر من! آیا ناتوان بودم که مانند این کلاغ باشم و جسد برادرم را بپوشانم؟ پس از پشیمانان شد.

انتهای خبر/