سواد رسانه‌ای، زیربنای اقتدار فکری جامعه
سواد رسانه‌ای، زیربنای اقتدار فکری جامعه
هم‌زمان با گسترش شتابان فضای مجازی و پیچیده‌تر شدن سازوکارهای اثرگذاری رسانه‌ها، توجه به آموزش و نهادینه‌سازی سواد رسانه‌ای به‌عنوان یک اولویت راهبردی، بیش از گذشته ضرورت یافته است؛ ضرورتی که می‌تواند مسیر تصمیم‌سازی‌های فردی و اجتماعی را هوشمندانه‌تر و دقیق‌تر کند.
تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد هرگاه سطح آگاهی عمومی کاهش‌یافته و قدرت تشخیص در بزنگاه‌های حساس تضعیف شده، جامعه با چالش‌های عمیق مواجه شده است. امروز نیز شکل مواجهه‌ها تغییر کرده و عرصه اصلی رقابت‌ها به حوزه ذهن و ادراک عمومی منتقل شده است. جریان‌های رسانه‌ای با بهره‌گیری از ابزارهای نوین ارتباطی، تلاش می‌کنند روایت‌های خاصی را برجسته و ذهن مخاطب را به سمت برداشت‌های مشخص هدایت کنند.فضای مجازی اکنون به یکی از مهم‌ترین بسترهای اثرگذاری بر افکار عمومی تبدیل شده است. تولید انبوه محتوا، استفاده از تکنیک‌های اقناع، برجسته‌سازی گزینشی اخبار و تصویرسازی‌های جهت‌دار، می‌تواند نگرش‌ها و باورهای مخاطبان را تحت‌تأثیر قرار دهد. این تأثیرگذاری تنها محدود به حوزه فرهنگی نیست، بلکه ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی را نیز در بر می‌گیرد و در بسیاری موارد تصمیم‌سازی‌های کلان را متأثر می‌کند.

در چنین شرایطی، سواد رسانه‌ای به‌عنوان مهارتی حیاتی مطرح می‌شود. این مفهوم شامل توانایی درک دقیق پیام‌ها، ارزیابی اعتبار منابع، تشخیص اخبار جعلی، شناخت اهداف و انگیزه‌های تولیدکنندگان محتوا و استفاده مسئولانه از ابزارهای رسانه‌ای است. برخورداری از این مهارت، مخاطب را از حالت مصرف‌کننده منفعل خارج کرده و او را به کنشگری آگاه و گزینشگر تبدیل می‌کند.

نظام آموزشی در این میان نقشی اساسی دارد. آموزش تفکر انتقادی و مهارت تحلیل اطلاعات در برنامه‌های رسمی تحصیلی می‌تواند بنیان‌های فکری نسل آینده را تقویت کند. همچنین اجرای برنامه‌های عملی برای بررسی اخبار جعلی و تحلیل محتوای شبکه‌های اجتماعی، به افزایش توان تشخیص و تصمیم‌گیری صحیح کمک خواهد کرد.

در سطح خانواده نیز ایجاد گفتگوی مستمر درباره محتوای رسانه‌ای، آشنایی با فضای فعالیت فرزندان و پرهیز از رویکردهای افراطی در کنترل یا رهاسازی کامل، می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری نگرش متعادل و مسئولانه شود. تعامل سازنده در خانواده، قدرت تحلیل نوجوانان و جوانان را افزایش می‌دهد و آنان را در برابر موج‌های خبری و فضاسازی‌های هدفمند مقاوم‌تر می‌سازد.

در نهایت، ارتقای سواد رسانه‌ای به کاهش آسیب‌های ناشی از شایعات، عملیات روانی و تحریف واقعیت‌ها منجر می‌شود و زمینه تقویت اعتماد عمومی، افزایش آگاهی اجتماعی و ارتقای امنیت فرهنگی را فراهم می‌کند. جامعه‌ای که به این مهارت مجهز باشد، در مواجهه با پیچیدگی‌های عصر رسانه، مسیر پیشرفت خود را باثبات و آگاهی بیشتری دنبال خواهد کرد.

سواد رسانه؛ سنگر بیداری اجتماعی
حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی عودی جعفری استاد دانشگاه آزاد واحد سراوان در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون»، با اشاره به ریشه‌های تاریخی انحرافات اجتماعی بیان کرد: در بررسی وقایع تاریخ اسلام، یک نکته مشترک به چشم می‌خورد و آن، ضعف تحلیل سیاسی در میان‌بخشی از مردم است. درباره امیرالمؤمنین حضرت علی علیه‌السلام گفته‌اند که ایشان در هیچ میدان نبرد نظامی شکست نخوردند، اما آنجا که جامعه از بصیرت و تحلیل عمیق برخوردار نبود، عرصه برای فشارهای داخلی و انحرافات فکری فراهم شد. این مسئله نشان می‌دهد که قدرت نظامی یا مدیریتی به‌تنهایی کافی نیست؛ بلکه همراهی مردم آگاه و تحلیل‌گر، شرط اصلی موفقیت یک جامعه است.

وی افزود: ماجرای شکل‌گیری فتنه خوارج نمونه روشنی از همین ضعف تحلیل است. مردمی که قدرت تشخیص پیچیدگی‌های سیاسی و اجتماعی زمان خود را نداشتند، در دام شعارهای ظاهراً مقدس اما فاقد عمق افتادند و نتیجه آن، تحمیل فشارهای گسترده بر حکومت عدل علوی بود. همچنین در جریان صلح امام حسن مجتبی علیه‌السلام نیز آنچه بیش از هر عامل دیگری مؤثر بود، نبود تحلیل سیاسی در بدنه جامعه بود؛ مردمی که شرایط حساس آن دوره را به‌درستی درک نکردند و همین امر مسیر تاریخ را تغییر داد.

عودی جعفری تصریح کرد: رهبر معظم انقلاب نیز در دیدار ۱۳ آبان سال ۱۳۷۲ با دانش‌آموزان و دانشجویان، به همین مسئله اشاره کردند و فرمودند که نبود تحلیل سیاسی در مردم، عامل شکست‌ها در مقاطع مختلف بوده است. این سخن نشان می‌دهد که بصیرت سیاسی، یک نیاز دائمی و بنیادین برای جامعه اسلامی است و محدود به یک دوره تاریخی خاص نمی‌شود.

جنگ‌شناختی؛ تغییر میدان از شمشیر به رسانه
این استاد دانشگاه با بیان اینکه امروز میدان نبرد تغییر کرده است، گفت: اگر درگذشته جنگ‌ها در عرصه‌های نظامی رخ می‌داد، امروز جنگ اصلی در عرصه ذهن و ادراک انسان‌هاست. فضای مجازی و رسانه‌ها با اثرگذاری بر باورها، ارزش‌ها، تصاویر ذهنی و ادراکات عمومی، افکار جامعه را جهت‌دهی می‌کنند. این اثرگذاری گاه مستقیم و آشکار و گاه غیرمستقیم و تدریجی است، اما درهرصورت نتایج عمیقی بر فرهنگ، سیاست، امنیت و اقتصاد می‌گذارد.

وی ادامه داد: در جهان معاصر، رسانه‌ها به ابزاری برای مدیریت افکار عمومی تبدیل شده‌اند. شکل‌دهی هنجارهای اجتماعی، تغییر ذائقه فرهنگی و حتی جهت‌دهی به تصمیمات سیاسی از طریق روایت‌سازی رسانه‌ای انجام می‌شود. اگر جامعه‌ای فاقد سواد رسانه‌ای باشد، به‌راحتی تحت‌تأثیر موج‌های خبری و جریان‌های هدفمند قرار می‌گیرد و قدرت تشخیص حقیقت از تحریف را از دست می‌دهد.

سواد رسانه‌ای؛ مهارت راهبردی قرن بیست ویکم
عودی جعفری با اشاره به اهمیت تشکیل شورای‌عالی فضای مجازی افزود: رهبر معظم انقلاب هنگام تأسیس این شورا تأکید کردند که حوزه فضای مجازی به‌اندازه انقلاب اسلامی اهمیت دارد. این بیان نشان‌دهنده جایگاه راهبردی این عرصه است؛ بنابراین، سواد رسانه‌ای تنها یک مهارت فردی نیست، بلکه یک ضرورت ملی و امنیتی محسوب می‌شود.

وی در تعریف سواد رسانه‌ای گفت: سواد رسانه‌ای یعنی توانایی تحلیل، ارزیابی، تولید و استفاده آگاهانه از پیام‌های رسانه‌ای. این مهارت شامل درک پیام‌ها، تحلیل انتقادی محتوا، سنجش صحت اطلاعات، شناخت انگیزه‌های تولیدکنندگان محتوا و آشنایی با شیوه‌های اقناع و اثرگذاری رسانه‌هاست. در دنیایی که حجم عظیمی از اطلاعات در کسری از ثانیه منتشر می‌شود، فقدان این مهارت می‌تواند جامعه را دچار سردرگمی و خطای محاسباتی کند.

ضرورت نهادمندسازی آموزش سواد رسانه‌ای
این استاد دانشگاه با ارائه پیشنهادهایی عملی گفت: نخستین گام، گنجاندن سواد رسانه‌ای در برنامه‌های درسی رسمی از دوره دبستان تا دانشگاه است. آموزش تفکر انتقادی و مهارت تحلیل اطلاعات باید به‌صورت نظام‌مند انجام شود، نه مقطعی و شعاری. همچنین برگزاری کارگاه‌های عملی برای شناسایی اخبار جعلی، تحلیل تبلیغات و بررسی محتوای شبکه‌های اجتماعی می‌تواند قدرت تحلیل نسل جوان را افزایش دهد.

وی افزود: آموزش معلمان و مربیان برای انتقال این مفاهیم به زبان ساده و کاربردی نیز ضروری است، زیرا بدون تربیت مربی آگاه، نمی‌توان انتظار داشت دانش‌آموزان به سطح مطلوبی از درک رسانه‌ای برسند.

نقش خانواده و جامعه در تقویت مصونیت رسانه‌ای
عودی جعفری در ادامه با اشاره به مسئولیت خانواده‌ها گفت: والدین باید با محیط رسانه‌ای فرزندان خود آشنا باشند و نظارت هوشمندانه، نه کنترل افراطی، داشته باشند. ایجاد گفت‌وگوی رسانه‌ای در خانواده و تحلیل مشترک اخبار و محتواها می‌تواند زمینه‌ساز تقویت قدرت تفکر انتقادی در نسل نوجوان و جوان شود.

وی همچنین تولید برنامه‌های آموزشی جذاب در رسانه ملی، افزایش دسترسی عمومی به منابع معتبر اطلاعاتی و برگزاری جشنواره‌های سواد رسانه‌ای در مدارس و دانشگاه‌ها را از دیگر اقدامات مؤثر دانست و تأکید کرد: جامعه‌ای که به ابزار تحلیل مجهز باشد، کمتر گرفتار شایعات، هیجانات کاذب و موج‌های ساختگی خواهد شد.

 چالش‌ها و چشم‌انداز مطلوب
این استاد دانشگاه با اشاره به وضعیت موجود خاطرنشان کرد: یکی از مشکلات اساسی، فقدان آموزش نظام‌مند در نظام آموزشی کشور و پیچیدگی روزافزون فضای رسانه‌ای است. در کنار آن، درک سطحی از مفهوم سواد رسانه‌ای نیز مانع پیشرفت واقعی در این حوزه شده است. برای رسیدن به وضعیت مطلوب، باید تلاش شود حداقل اکثریت جامعه به مهارت‌های پایه تحلیل رسانه‌ای دست یابند.

وی در پایان گفت: هدف نهایی از توسعه سواد رسانه‌ای، تربیت مخاطبی فعال، خلاق، حقیقت‌جو و گزینشگر است؛ مخاطبی که صرفاً مصرف‌کننده نباشد، بلکه بتواند پیام‌ها را تحلیل کند و آگاهانه تصمیم بگیرد. جامعه‌ای که از چنین ظرفیتی برخوردار باشد، در برابر جنگ‌های شناختی و فتنه‌های پیچیده مصون‌تر خواهد بود و مسیر پیشرفت خود را با اطمینان بیشتری طی خواهد کرد.