شریعتی، صدای بیداری در تلاقی سنت و مدرنیته
شریعتی، صدای بیداری در تلاقی سنت و مدرنیته
عضو هیأت علمی دانشگاه زابل با تأکید بر اینکه دکتر علی شریعتی یکی از تأثیرگذارترین متفکران تاریخ معاصر ایران است، گفت: شریعتی با نگاهی انتقادی و رویکردی نو، پلی میان سنت و مدرنیته ایجاد کرد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «طلوع‌کنارک»، به نقل از «عصرهامون»، اندیشه‌های دکتر علی شریعتی، با گذشت دهه‌ها از درگذشت او، همچنان در کانون مباحث فکری، فرهنگی و اجتماعی ایران قرار دارد. متفکری که کوشید با زبانی نو، مفاهیم دینی، تاریخی و اجتماعی را برای نسل جدید بازخوانی کند و از خلال این بازخوانی، پرسش‌هایی تازه درباره هویت، مسئولیت اجتماعی و نسبت انسان معاصر با گذشته و آینده پیش روی جامعه قرار دهد.
شریعتی را بسیاری از پژوهشگران، یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های اندیشه معاصر ایران می‌دانند؛ شخصیتی که آثار و سخنرانی‌هایش توانست نسل گسترده‌ای از جوانان را با مفاهیم فکری و اجتماعی درگیر کند و زمینه شکل‌گیری گفتمان‌های متعددی را در فضای فرهنگی کشور فراهم آورد. آثار او نه‌تنها در زمان حیاتش بلکه در دهه‌های پس از آن نیز محل بحث، نقد و بازخوانی بوده است.

به مناسبت سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی، فائزه عرب یوسف‌آبادی، عضو هیأت علمی دانشگاه زابل و پژوهشگر حوزه فرهنگی – اجتماعی، در گفتگو با خبرنگار فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون» درباره جایگاه شریعتی در تاریخ اندیشه معاصر، ویژگی‌های فکری و شخصیتی او، نقش وی در آگاهی‌بخشی به نسل جوان و میراث ماندگارش برای جامعه امروز به گفتگو پرداخت.

دکتر علی شریعتی چه جایگاهی در تاریخ اندیشه معاصر ایران دارد؟
اگر بخواهیم با نگاهی تحلیلی و فراتر از هیجانات تاریخی به جایگاه دکتر علی شریعتی بنگریم، باید او را در نقطه تلاقی ۳ حوزه مهم یعنی «اندیشه»، «فرهنگ» و «هویت اجتماعی» قرار دهیم. شریعتی نه صرفاً یک متفکر آکادمیک بود و نه فقط یک خطیب یا نویسنده؛ بلکه او را باید یک «میانجی فرهنگی» دانست که توانست زبان سنت و مدرنیته را به‌گونه‌ای خاص به یکدیگر پیوند دهد.

در تاریخ اندیشه معاصر، شریعتی در کنار متفکرانی قرار می‌گیرد که دغدغه بازتعریف هویت جوامع غیرغربی را در مواجهه با جهان مدرن داشتند. اهمیت او ازاین‌جهت است که تلاش کرد نظامی معنایی ایجاد کند که در آن، انسان معاصر بتواند بدون ازدست‌دادن ریشه‌های فرهنگی خود، در جهان جدید زیست کند. او در واقع پروژه‌ای فکری را دنبال می‌کرد که هدف آن «بازسازی آگاهی تاریخی» و «بازتعریف خود فرهنگی» بود.

از منظر جامعه‌شناسی معرفت، شریعتی را می‌توان یکی از تولیدکنندگان «گفتمان هویتی» دانست؛ گفتمانی که به نسل‌های مختلف کمک کرد خود را در نسبت با گذشته و حال تعریف کنند. او تاریخ را نه به‌عنوان مجموعه‌ای از وقایع، بلکه به‌عنوان بستری برای فهم وضعیت کنونی انسان تحلیل می‌کرد. این ویژگی، جایگاه او را در میان متفکران معاصر برجسته می‌کند.

مهم‌ترین ویژگی شخصیتی و فکری شریعتی را چه می‌دانید؟
مهم‌ترین ویژگی شریعتی را باید در «ترکیب نادر شور و شعور» جست‌وجو کرد. او از یک سو دارای حساسیت عمیق اجتماعی و دغدغه‌های انسانی بود و از سوی دیگر، تلاش می‌کرد این دغدغه‌ها را در قالب یک نظام فکری منسجم صورت‌بندی کند.

از نظر شخصیتی، شریعتی فردی بود که به‌شدت به «مسئولیت روشنفکری» باور داشت. او روشنفکر را صرفاً ناظر جامعه نمی‌دانست، بلکه او را کنشگری می‌دید که باید در جهت آگاهی‌بخشی و تغییر فرهنگی ایفای نقش کند. این نگاه، باعث شد که آثار او صرفاً جنبه نظری نداشته باشند، بلکه حامل نوعی دعوت به کنش و بازاندیشی باشند.

از نظر فکری، برجسته‌ترین ویژگی او «نگاه انتقادی» است. شریعتی نه در برابر سنت تسلیم بود و نه در برابر مدرنیته شیفته‌وار عمل می‌کرد. او هر دو را موضوع نقد قرار می‌داد و تلاش می‌کرد عناصر زنده و کارآمد هر یک را استخراج کند. این رویکرد انتقادی، او را به متفکری تبدیل کرد که هم‌زمان به گذشته و آینده می‌اندیشد.

چرا آثار شریعتی در دهه‌های گذشته مورد استقبال گسترده جوانان قرار گرفت؟
برای پاسخ به این پرسش، باید به شرایط فرهنگی و روانی نسل جوان در آن دوره توجه کنیم. جوانان در دوره‌ای قرار داشتند که با نوعی «بحران معنا» مواجه بودند؛ از یک سو با میراث‌فرهنگی خود ارتباطی عمیق نداشتند و از سوی دیگر، الگوهای وارداتی نیز نمی‌توانستند پاسخگوی نیازهای وجودی آنان باشند.

شریعتی دقیقاً در همین نقطه وارد شد. او توانست زبان جدیدی برای بیان مفاهیم کهن ارائه دهد. این زبان، زبانی بود که هم از نظر ادبی جذاب بود و هم از نظر فکری تحریک‌کننده. آثار او نه صرفاً آموزشی، بلکه الهام‌بخش بودند. او با طرح پرسش‌های بنیادین درباره انسان، جامعه، تاریخ و مسئولیت، ذهن مخاطب را به چالش می‌کشید.

از سوی دیگر، شریعتی به مسئله «هویت» توجه ویژه‌ای داشت. او تلاش می‌کرد به جوانان نشان دهد که می‌توانند با بازخوانی انتقادی گذشته، به درکی نو از خود دست یابند. این تلاش، به‌ویژه برای نسلی که در جست‌وجوی معنا بود، بسیار جذاب و تأثیرگذار بود.

شریعتی چه نقشی در آشنایی نسل جوان با مفاهیم دینی و اجتماعی داشت؟
نقش شریعتی در این زمینه را باید در قالب «بازتعریف مفاهیم» تحلیل کرد. او مفاهیم دینی را از حالت صرفاً آیینی و سنتی خارج کرد و آن‌ها را به حوزه‌های اجتماعی و انسانی پیوند زد. به‌عبارت‌دیگر، او تلاش کرد نشان دهد که این مفاهیم می‌توانند در تحلیل مسائل معاصر نیز کارآمد باشند.

در این مسیر، شریعتی از روش‌های مختلفی بهره می‌گرفت؛ از تحلیل تاریخی گرفته تا روایت‌های ادبی و نمادین. او مفاهیم را به‌گونه‌ای بازخوانی می‌کرد که برای مخاطب معاصر قابل‌درک و ملموس باشند. این رویکرد، باعث شد که نسل جوان بتواند ارتباطی تازه با این مفاهیم برقرار کند.

نکته مهم این است که شریعتی صرفاً به انتقال مفاهیم بسنده نمی‌کرد، بلکه تلاش می‌کرد نوعی «آگاهی انتقادی» در مخاطب ایجاد کند. او مخاطب را به تفکر، پرسشگری و بازاندیشی دعوت می‌کرد و این امر، نقش مهمی در شکل‌گیری نگرش‌های جدید در میان جوانان داشت.

نگاه شریعتی به مسئله عدالت اجتماعی چه بود؟
عدالت اجتماعی یکی از محوری‌ترین مفاهیم در اندیشه شریعتی است. او عدالت را نه صرفاً یک مفهوم اقتصادی، بلکه یک اصل بنیادین در سامان‌دهی روابط انسانی می‌دانست. از نظر او، جامعه عادلانه جامعه‌ای است که در آن کرامت انسانی حفظ شود و فرصت‌های برابر برای رشد فراهم باشد.

شریعتی در تحلیل عدالت، به ساختارهای اجتماعی توجه ویژه‌ای داشت. او معتقد بود که بسیاری از نابرابری‌ها ریشه در ساختارهای تاریخی و فرهنگی دارند و برای تحقق عدالت، باید این ساختارها مورد بازنگری قرار گیرند. در اینجا، نگاه او به عدالت با نوعی رویکرد انتقادی همراه است.

از سوی دیگر، شریعتی عدالت را با مسئولیت فردی نیز پیوند می‌زد. او معتقد بود که تحقق عدالت تنها از طریق تغییر ساختارها ممکن نیست، بلکه نیازمند تغییر در نگرش‌ها و رفتارهای فردی نیز هست. این ترکیب میان سطح فردی و اجتماعی، نگاه او به عدالت را پیچیده و چندلایه می‌کند.

از دیدگاه شما مهم‌ترین اثر یا نظریه شریعتی کدام است؟
اگر بخواهیم از میان آثار متعدد شریعتی یک محور مرکزی استخراج کنیم، باید به «پروژه بازسازی هویت» اشاره کنیم. این پروژه در آثار مختلف او به اشکال گوناگون مطرح شده است، اما در مجموع می‌توان آن را به‌عنوان مهم‌ترین نظریه او در نظر گرفت.

در این چارچوب، شریعتی تلاش می‌کند نشان دهد که هویت یک امر ایستا نیست، بلکه پدیده‌ای پویا و تاریخی است. او با بازخوانی تاریخ و فرهنگ، سعی دارد عناصر زنده و معنادار را استخراج کند و آن‌ها را در قالبی جدید ارائه دهد. این رویکرد، به‌ویژه در آثاری که به تحلیل شخصیت‌های تاریخی و مفاهیم فرهنگی می‌پردازد، به‌خوبی قابل‌مشاهده است.

اندیشه‌های شریعتی در حوزه وحدت اسلامی چه جایگاهی دارد؟
در این حوزه، شریعتی بیش از آنکه به مرزبندی‌های رسمی بپردازد، بر «اشتراکات فرهنگی و انسانی» تأکید دارد. او تلاش می‌کند به‌جای تمرکز بر تفاوت‌ها، به عناصر مشترکی توجه کند که می‌توانند زمینه‌ساز همگرایی باشند.

نگاه او در این زمینه، بیشتر یک نگاه فرهنگی و تمدنی است تا صرفاً کلامی یا الهیاتی. او معتقد است که برای رسیدن به‌نوعی همبستگی، باید از سطح اختلافات تاریخی عبور کرد و به لایه‌های عمیق‌تر هویت مشترک توجه نمود. این رویکرد، می‌تواند در تحلیل روابط فرهنگی میان جوامع مختلف نیز کاربرد داشته باشد.

کدام بخش از دیدگاه‌های شریعتی همچنان برای جامعه امروز کاربردی است؟
به نظر من، مهم‌ترین بخش از اندیشه شریعتی که همچنان کاربرد دارد، تأکید او بر «آگاهی انتقادی» است. در جهانی که با حجم عظیمی از اطلاعات و روایت‌های متنوع مواجه هستیم، توانایی تحلیل و نقد اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است.

شریعتی مخاطب خود را به این توانایی مجهز می‌کرد. او نشان می‌داد که چگونه می‌توان از دل متون و سنت‌ها، معانی جدید استخراج کرد و آن‌ها را در خدمت فهم بهتر جهان قرار داد. این رویکرد، امروز نیز می‌تواند به ما در مواجهه با پیچیدگی‌های فرهنگی و اجتماعی کمک کند.

پیام و میراث ماندگار دکتر شریعتی برای نسل جدید چیست؟
اگر بخواهیم میراث شریعتی را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: «دعوت به اندیشیدن مسئولانه». او از نسل جدید می‌خواهد که نه مصرف‌کننده صرف اندیشه‌ها، بلکه تولیدکننده معنا باشند.

شریعتی به ما می‌آموزد که هویت، فرهنگ و تاریخ اموری هستند که باید به طور مستمر بازخوانی و بازتعریف شوند. او بر اهمیت خودآگاهی، مسئولیت‌پذیری و مشارکت در ساختن آینده تأکید دارد. این پیام، همچنان برای نسل جدید الهام‌بخش و راهگشاست.

شریعتی را باید متفکری دانست که در مرز میان سنت و مدرنیته ایستاد و تلاش کرد پلی میان این دو بسازد. او با طرح پرسش‌های بنیادین، ذهن مخاطب را به چالش کشید و راهی برای بازاندیشی در مفاهیم اساسی گشود. میراث او نه در پاسخ‌های قطعی، بلکه در پرسش‌های زنده و پویایی است که همچنان می‌توانند ما را به تفکر وادارند.

انتهای خبر/