به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «طلوعکنارک» هر روز صبح یک صفحه قرآن بخوانیم.
—
آیه ۳۱:
فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَکْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَیْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّکَأً وَآتَتْ کُلَّ وَاحِدَهٍ مِّنْهُنَّ سِکِّینًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَیْهِنَّ ۖ فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَٰذَا بَشَرًا إِنْ هَٰذَا إِلَّا مَلَکٌ کَرِیمٌ
پس چون (زلیخا) نیرنگ آن زنان را شنید، نزدشان فرستاد و برایشان جایگاه تکیهگاهی (با بالشهای نرم) آماده ساخت و به هر یک از آنان کاردی داد و (به یوسف) گفت: «بر آنان وارد شو.» پس چون (زنان) او را دیدند، بزرگش شمردند و دستهای خود را بریدند و گفتند: «پناه بر خدا! این بشر نیست؛ این جز فرشتهای بزرگوار نیست.»
آیه ۳۲:
قَالَتْ فَذَٰلِکُنَّ الَّذِی لُمْتُنَّنِی فِیهِ ۖ وَلَقَدْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ ۖ وَلَئِن لَّمْ یَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَلَیَکُونًا مِّنَ الصَّاغِرِینَ
(زلیخا) گفت: «این همان است که مرا در (مورد) او سرزنش میکردید؛ و بهراستی من از او کامجویی کردم، اما او (با پاکدامنی) خود را بازداشت؛ و اگر آنچه را به او فرمان میدهم، انجام ندهد، قطعاً به زندان میافتد و از خوارشدگان خواهد بود.»
آیه ۳۳:
قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ ۖ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَکُن مِّنَ الْجَاهِلِینَ
(یوسف) گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه مرا به سویش میخوانند؛ و اگر نیرنگشان را از من بازنگردانی، به آنان متمایل میشوم و از نادانان خواهم بود.»
آیه ۳۴:
فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ کَیْدَهُنَّ ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ
پس پروردگارش دعای او را اجابت کرد و نیرنگ آنان را از او بازگرداند؛ بهراستی که او شنوا و داناست.
آیه ۳۵:
ثُمَّ بَدَا لَهُم مِّن بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآیَاتِ لَیَسْجُنُنَّهُ حَتَّىٰ حِینٍ
پس از آنکه نشانهها (ی پاکدامنی یوسف) را دیدند، به این نتیجه رسیدند که او را تا مدتی (بهعنوان تنبیه یا مصلحت) به زندان بیفکنند.
آیه ۳۶:
وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَیَانِ ۖ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّی أَرَانِی أَعْصِرُ خَمْرًا ۖ وَقَالَ الْآخَرُ إِنِّی أَرَانِی أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِی خُبْزًا تَأْکُلُ الطَّیْرُ مِنْهُ ۖ نَبِّئْنَا بِتَأْوِیلِهِ ۖ إِنَّا نَرَاکَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ
و دو جوان (از خدمتکاران پادشاه) با او به زندان رفتند. یکی از آن دو گفت: «من (در خواب) دیدم که (انگور برای) شراب میفشارم.» و دیگری گفت: «من در خواب دیدم که بر سر خود نانی میبرم و پرندگان از آن میخورند. ما را از تعبیر آن آگاه کن؛ بهراستی که تو را از نیکوکاران میبینیم.»
آیه ۳۷:
قَالَ لَا یَأْتِیکُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُکُمَا بِتَأْوِیلِهِ قَبْلَ أَن یَأْتِیَکُمَا ۚ ذَٰلِکُمَا مِمَّا عَلَّمَنِی رَبِّی ۚ إِنِّی تَرَکْتُ مِلَّهَ قَوْمٍ لَّا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَهُم بِالْآخِرَهِ هُمْ کَافِرُونَ
گفت: «هیچ غذایی که روزی شما شود، پیش از آنکه به شما رسد، از تعبیر آن آگاهتان خواهم کرد؛ این (علم) از آن چیزهایی است که پروردگارم به من آموخته است؛ بهراستی که من آیین قومی را که به خدا ایمان ندارند و به آخرت کافرند، ترک کردهام.»
انتهای خبر /







































