زندگی با آیه‌ها
زندگی با آیه‌ها
هرروز صبح یک صفحه قرآن بخوانیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «طلوع‌کنارک» هر روز صبح یک صفحه قرآن بخوانیم.

آیه ۴۴:
قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ ۖ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِیلِ الْأَحْلَامِ بِعَالِمِینَ
گفتند: «(این) خواب‌های آشفته و پریشان است؛ و ما به تعبیر خواب‌ها دانا نیستیم.»

آیه ۴۵:
وَقَالَ الَّذِی نَجَا مِنْهُمَا وَادَّکَرَ بَعْدَ أُمَّهٍ أَنَا أُنَبِّئُکُم بِتَأْوِیلِهِ فَأَرْسِلُونِ
و آن کس از آن دو (زندانی) که نجات یافته بود و پس از مدتی (یادش آمد و) به خاطر آورد، گفت: «من شما را از تعبیر آن آگاه می‌کنم؛ پس مرا (به زندان) بفرستید.»

آیه ۴۶:
یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ أَفْتِنَا فِی سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ لَّعَلِّی أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَ
«یوسف! ای راستگوی بسیار! ما را درباره (خواب) هفت گاو فربه که هفت گاو لاغر آنها را می‌خورند، و هفت خوشه سبز و (هفت خوشه) خشک دیگر، نظر ده تا پیش مردم بازگردم، شاید آنان (از تعبیر) آگاه شوند.»

آیه ۴۷:
قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِیلًا مِّمَّا تَأْکُلُونَ
(یوسف) گفت: «هفت سال پیاپی (با جدیت) کشت می‌کنید؛ پس آنچه را درو می‌کنید، جز مقدار کمی که می‌خورید، آن را در خوشه‌اش (برای حفظ و نگهداری) بگذارید.»

آیه ۴۸:
ثُمَّ یَأْتِی مِن بَعْدِ ذَٰلِکَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْکُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِیلًا مِّمَّا تُحْصِنُونَ
«سپس پس از آن، هفت سال سخت (خشکسالی) فرا می‌رسد که آنچه را برایشان از پیش اندوخته‌اید، می‌خورند، مگر اندکی از آنچه (برای کاشت) حفظ می‌کنید.»

آیه ۴۹:
ثُمَّ یَأْتِی مِن بَعْدِ ذَٰلِکَ عَامٌ فِیهِ یُغَاثُ النَّاسُ وَفِیهِ یَعْصِرُونَ
«سپس پس از آن، سالی می‌آید که در آن به مردم باران (و فراوانی) می‌رسد و در آن (میوه‌ها و دانه‌ها را) می‌فشارند (و روغن و آبمیوه می‌گیرند).»

آیه ۵۰:
وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَىٰ رَبِّکَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَهِ اللَّاتِی قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ ۚ إِنَّ رَبِّی بِکَیْدِهِنَّ عَلِیمٌ
و پادشاه گفت: «او را نزد من آورید.» پس چون فرستاده (پادشاه) نزد او آمد، (یوسف) گفت: «نزد اربابت بازگرد و از او بپرس که حال آن زنانی که دست‌های خود را بریدند، چیست؟ به‌راستی که پروردگار من به نیرنگشان داناست.»

آیه ۵۱:
قَالَ مَا خَطْبُکُنَّ إِذْ رَاوَدتُّنَّ یُوسُفَ عَن نَّفْسِهِ ۚ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَیْهِ مِن سُوءٍ ۚ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِیزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ
(پادشاه به زنان) گفت: «داستان شما، هنگامی که از یوسف کامجویی کردید، چه بود؟» گفتند: «پناه بر خدا! ما هیچ بدی بر او نمی‌دانیم.» زن عزیز (مصر) گفت: «اکنون حق روشن شد؛ من بودم که از او کامجویی کردم و او به‌راستی از راستگویان است.»

آیه ۵۲:
ذَٰلِکَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی کَیْدَ الْخَائِنِینَ
(یوسف گفت: «این اعتراف) برای آن است که (عزیز مصر) بداند که من در نهان (با همسرش) خیانت نکرده‌ام و خداوند نیرنگ خائنان را هدایت نمی‌کند.»

انتهای خبر /