کارشناسان اجتماعی بر این باورند که زیست دوگانه در فضای مجازی، ریشه در نیاز طبیعی انسان به پذیرش و تعلق دارد. اما وقتی این نیاز از مسیر لایک و بازخورد تأمین شود، فرد از واقعیت درونی فاصله میگیرد و در معرض اضطراب، فرسودگی و احساس پوچی قرار میگیرد.
فردی که در زندگی واقعی با چالشهایی روبهروست، ممکن است در صفحهاش چهرهای موفق و بینقص نمایش دهد؛ ظاهری پر از لبخند اما در درون، خسته و دلسرد. این دوگانگی اگرچه در ظاهر بیخطر بهنظر میرسد، اما مرز میان رضایت حقیقی و رضایت نمایشی را محو میکند.

شبکههای اجتماعی و الگوریتمهای هویتساز
یکی از عوامل مهم در تشدید زیست دوگانه، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی هستند. این الگوریتمها با تشویق کاربران به بازنشر محتواهای خاص، استانداردهای نادرست از زیبایی، موفقیت یا سبک زندگی را برجسته میکنند. نتیجه این فرآیند، شکلگیری فشار روانی برای همسانسازی با تصاویر ایدئال است.
در چنین شرایطی، مقایسهکردن خود با نسخههای فیلترشدهی دیگران، به ناراحتی ذهنی، کاهش اعتمادبهنفس و احساس ناکامی دائمی منجر میشود. این الگوریتمها در ظاهر سرگرمکننده، اما در واقع «هویتساز» و گاه «هویتتخریب» هستند.
فضای مجازی بستر شکلگیری هویتهای متنوع و چندگانه است. یک کاربر ممکن است در یک شبکه جدی و رسمی ظاهر شود، در پلتفرمی دیگر شاد و شوخطبع و در دنیای واقعی فردی درونگرا و آرام باشد. گرچه انعطافپذیری شخصیتی یکی از ویژگیهای طبیعی انسان است، اما نبود انسجام میان این چهرهها میتواند بحران هویتی ایجاد کند.
سردرگمی روانی، اضطراب عملکرد و حتی تغییر در الگوهای رفتاری، از تبعات مستقیم این ناهماهنگی است؛ جایی که فرد در میان چند نقش، نمیداند کدام «خود» واقعیتر است.

سواد رسانهای؛ سپر عقل در برابر فریب ظواهر
رئیس اداره تبلیغات اسلامی نیمروز تأکید کرد: فضای مجازی مذموم نیست، اما بدون خودکنترلی و تقوای رسانهای میتواند مخرب باشد. وقتی افراد فقط به دنبال تأیید دیگراناند و معیار ارزش را در تعداد لایکها میبینند، عزتنفس آنها تضعیف میشود. بازگشت به صداقت در رفتار و گفتار، حتی در فضای مجازی، کلید سلامت روانی و معنوی جامعه است.
محمد قاسمی مطرح کرد: ارتباطات، رسانهها در خط مقدم مواجهه با این پدیده قرار دارند. بازنمایی غیرواقعی از زندگی، چهرهسازیهای مصنوعی و تمرکز بر زرقوبرق رسانهای، سوخت اصلی زیست دوگانه است. در مقابل، تغذیه سالم اطلاعاتی و نمایش چهرههای واقعیِ جامعه، میتواند فرهنگ «صداقت دیجیتال» را گسترش دهد.
الگوریتمها ما را به سمت تظاهر هل میدهند
زهرا احمدی، فعال رسانه در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون» بیان کرد: شبکههای اجتماعی بهگونهای طراحی شدهاند که پاداش دیدهشدن میدهند، نه صداقت؛ هرچه محتوای شما شادتر، جنجالیتر یا غیرواقعیتر باشد، بیشتر در معرض دید قرار میگیرد. این چرخه، انسان را وادار به نمایشگری میکند.
وی افزود: وقتی رسانهها نیز به سمت محتوای زرد میروند و از روایتهای واقعی فاصله میگیرند، جامعه دچار گسست شناختی میشود. مردم کمکم فکر میکنند زندگی بدون نمایش، بیارزش است.
فعال رسانه تصریح کرد: باید به مخاطب بیاموزیم که زندگیِ انسان واقعی، پر از نقطهضعف، اشتباه و تلاش است. نشاندادن راز موفقیت، بدون گفتن سختی مسیر، دروغی تصویری است که ناخواسته ساختهایم.
وی ادامه داد: نظام آموزشی و خانوادهها در این میدان مسئولیت سنگینی دارند. آموزش سواد رسانهای به کودکان و نوجوانان باید فراتر از مهارتهای فنی باشد؛ درکی عمیق از اثرات روانی، اجتماعی و فرهنگی فضای مجازی. گفتوگوهای آگاهانه در خانواده، تمرین صداقت دیجیتال و الگوسازی از کاربران مسئول، میتواند از شکلگیری زیست دوگانه جلوگیری کند.
بازگشت به خودِ واقعی؛ راه نجات در عصر تصویر
فضای مجازی نه دشمن است، نه ناجی؛ بستری است برای انتخاب. انسانِ آگاه میتواند از آن برای رشد، آموزش و ارتباط استفاده کند، اما اگر مرز واقعیت و نمایش را فراموش کند، دچار بحرانی خاموش خواهد شد.
بازگشت به اصالت، تقویت خودآگاهی، و حفظ تعادل میان زندگی آنلاین و آفلاین، بهترین راه عبور از این چالش است؛ چالشی که اگر نادیده گرفته شود، آثار آن نه در شبکهها، بلکه در عمق روابط انسانی نمایان خواهد شد.
انسانِ آگاه میتواند از آن برای رشد، آموزش و ارتباط استفاده کند، اما اگر مرز واقعیت و نمایش را فراموش کند، دچار بحرانی خاموش خواهد شد.
انتهای خبر/
- منبع خبر : عصر هامون




































