به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «طلوعکنارک»آیه ۲۴۷ سوره بقره میفرماید:
﴿وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ أَمِیرًا ۗ قَالُوا أَنَّىٰ یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَهً مِّنَ الْمَالِ ۚ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُ بَسْطَهً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ۖ وَاللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَن یَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ﴾**
ترجمه و معنی آیه
«و پیامبرشان به آنها گفت: «خداوند طالوت را برای فرماندهی (امیری) شما برگزیده است.» آنها گفتند: «چگونه او بر ما فرمانروا باشد، در حالی که ما به فرمانروایی از او سزاوارتریم، و او ثروت و دارایی چندانی ندارد؟» (پیامبر) گفت: «خداوند او را بر شما برگزیده و او را در دانش و قدرت بدنی، گستردگی بخشیده است؛ و خداوند ملک (فرمانروایی) خود را به هر کس بخواهد میبخشد؛ و خداوند بسیار بخشنده و داناست.»»
تفسیر و نکات اصلی آیه
این آیه نکات بسیار مهمی را در مورد معیارهای رهبری و حکومت بیان میکند:
۱. تعیین رهبر توسط خداوند:
نکته اصلی این است که معیار حکومت و رهبری، نه خواست عمومی (در آن مقطع)، نه ثروت، و نه نسب، بلکه **انتخاب الهی** است. پیامبر قوم (که در تفاسیر، شمویل ذکر شده) طالوت را به عنوان فرمانده معرفی میکند.
۲. اعتراض قوم (مغالطه اکثریت):
بنیاسرائیل به این انتخاب اعتراض کردند و دو دلیل عمده برای رد طالوت آوردند:
شایستهسالاری ظاهری: «ما به فرمانروایی از او سزاوارتریم.» (احتمالاً منظور آنها اصالت و نفوذ قبیلهای بود).
نداشتن تمکن مالی: «او ثروت و دارایی چندانی ندارد.» (آنها در آن زمان، فرمانده را کسی میدانستند که از لحاظ مالی باید متمول باشد تا بتواند لشکر را تجهیز کند).
۳. پاسخ پیامبر (معیارهای واقعی رهبری):**
پیامبر در پاسخ، دو معیار اصلی و اساسی را که خداوند در نظر گرفته، ذکر میکند:
بَسْطَهً فِی الْعِلْمِ (گستردگی در علم):** رهبر باید از نظر دانش و بصیرت (چه در امور جنگی و چه در امور دین و اجتماع) از همه برتر باشد. علم و آگاهی، اساس تصمیمگیری صحیح است.
بَسْطَهً فِی الْجِسْمِ (گستردگی در جسم): منظور از “بسطت جسم” همان قدرت بدنی، شجاعت و توانایی جسمانی لازم برای رهبری و دفاع از قوم است. یک رهبر باید قابلیت جسمی لازم برای ورود به میدانهای سخت را داشته باشد.
۴. اراده الهی و قدرت مطلق:**
آیه با این عبارت پایان مییابد: **﴿وَاللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَن یَشَاءُ ۖ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ﴾**. این جمله تأکیدی است بر اینکه حاکمیت مطلق از آن خداست. او میداند چه کسی برای چه موقعیتی شایسته است (علیم بودن) و ظرفیت اعطای مقام به هر کس را دارد (واسع بودن).
نتیجهگیری تفسیری
این آیه یکی از مهمترین دلایل قرآنی است که نشان میدهد شایستگی واقعی برای رهبری (چه سیاسی و چه نظامی)، ترکیبی از **دانش، توانایی جسمی/عملی و انتخاب الهی** است و نه صرفاً ثروت یا جایگاه اجتماعی.
انتهای خبر/









































