به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «طلوعکنارک» هر روز صبح یک صفحه قرآن بخوانیم.
—
آیه ۸۷:
یَا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن یُوسُفَ وَأَخِیهِ وَلَا تَیْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ ۖ إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ
«ای پسران من! بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا ناامید نشوید؛ بهراستی که جز گروه کافران، کسی از رحمت خدا ناامید نمیشود.»
آیه ۸۸:
فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیْهِ قَالُوا یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَهٍ مُّزْجَاهٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَا ۖ إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ
پس هنگامی که بر او وارد شدند، گفتند: «ای عزیز! به ما و خانوادهمان آسیب (و سختی) رسیده و کالایی ناچیز (و بیارزش) آوردهایم؛ پس پیمانه را برای ما کامل کن و بر ما تصدق نما؛ بهراستی که خداوند صدقهدهندگان را پاداش میدهد.»
آیه ۸۹:
قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ
(یوسف) گفت: «آیا دانستید که با یوسف و برادرش چه کردید، هنگامی که نادان بودید؟»
آیه ۹۰:
قَالُوا أَإِنَّکَ لَأَنتَ یُوسُفُ ۖ قَالَ أَنَا یُوسُفُ وَهَٰذَا أَخِی ۖ قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا ۖ إِنَّهُ مَن یَتَّقِ وَیَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ
گفتند: «آیا تو همان یوسفی؟» گفت: «(آری) من یوسفم و این برادر من است؛ بهراستی خدا بر ما منت نهاد؛ بهیقین هر کس پرهیزگاری کند و صبر نماید، (بداند که) خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمیکند.»
آیه ۹۱:
قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَکَ اللَّهُ عَلَیْنَا وَإِن کُنَّا لَخَاطِئِینَ
گفتند: «به خدا سوگند! بهیقین خداوند تو را بر ما برتری داد و ما بهراستی خطاکار بودیم.»
آیه ۹۲:
قَالَ لَا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ ۖ یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
(یوسف) گفت: «امروز هیچ سرزنشی بر شما نیست؛ خداوند شما را بیامرزد و او مهربانترین مهربانان است.»
آیه ۹۳:
اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هَٰذَا فَأَلْقُوهُ عَلَىٰ وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرًا وَأْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِینَ
«این پیراهن مرا ببرید و بر چهره پدرم بیندازید تا بینا شود؛ و همه خانوادهتان را نزد من بیاورید.»
آیه ۹۴:
وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِیرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّی لَأَجِدُ رِیحَ یُوسُفَ ۖ لَوْلَا أَن تُفَنِّدُونِ
و هنگامی که کاروان (از مصر) جدا شد، پدرشان گفت: «بهراستی من بوی یوسف را مییابم، اگر مرا (به کمعقلی و) نادانی نسبت ندهید.»
آیه ۹۵:
قَالُوا تَاللَّهِ إِنَّکَ لَفِی ضَلَالِکَ الْقَدِیمِ
گفتند: «به خدا سوگند! بهراستی که تو در گمراهی دیرین خود هستی.»
انتهای خبر /








































